اسكندر بيگ تركمان

400

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

وقت نمينمود مرشد قليخان تن بمصالحهء مذكوره و شرايط آن در داده قرار يافت كه چند روز در چمن بسطام رحل اقامت انداخته به ترتيب اسباب مقدمات صلح و فرستادن ايلچى سخندان در مرافقت ولى آقا بپردازند كه خاطر از طرف آذربايجان اطمينان يافته با خاطر آسوده بجانب خراسان كوچ كرده ذكر سبب قتل مرشد قليخان كمند همت بر كنگرهء تسخير هرات اندازند و چون از دامغان كوچ كرده در موضع شاهرود نزول اجلال واقع شد از اقتضاى قضاء و مقدرات ازلى قضيه قتل مرشد قليخان بوقوع انجاميده آن داعيه بتعويق افتاد شرح اين واقعهء عبرت بخش آنكه سابقا مرقوم قلم وقايع رقم كه در معركه سوسفد ترشيز مرشد قليخان بر عليقلى خان شاملو للهء حضرت اعلى شاهى ظل اللهى ظفر يافته آن حضرت بر حسب تقدير و حكمت بالغهء حى قدير جل شأنه بمشهد مقدس معلى تشريف آوردند و مرشد قليخان بلوازم خدمت و اتاليقى پرداخت اطوار او مرضى خاطر اشرف نبود و از بدسلوكى او كمال آزردگى داشت غايتش در عهد شباب بشيوهء پيران فراخ حوصله عمل فرموده بجهة استحكام بنيان دولت ابد پيوند با او بمدارا ميگذرانيدند و بعد از آنكه بعراق آمده بر سرير دولت و فرمانروائى عرصهء ايران تمكن يافتند با وجود افزونى اعيان و انصار و ظهور سلوك ناهنجار بجهة سعى و اهتمام كه ازو در راه اين دولت بظهور ميرسيد تاب تسلط و استيلاى او آورده عنان اختيار و اقتدار را بنوعى به كف كفايت او داده بودند كه نفس نفيس همايون در هيچ امرى از امور مدخل نميفرمودند تا آنكه در دار السلطنهء قزوين بعد از خبر واقعهء هرات و بقتل درآمدن عليقلى خان پاى از اندازهء ادب بيرون نهاده ارادهء مصاهرت اين دودمان نمود و در آن باب مبالغه بسرحد افراط رسانيد از سلاطين نامدار و پادشاهان كامكار اين گونه عنايت بظهور آمده پايهء قدر مخلصان وفاكيش را بدين رتبهء گرامى بلندى افزوده‌اند . اما بندگان درگاه را چه حد و يارا كه صاحب اين داعيه گردند و لهذا هر چند سعى نمود صورت نيافت و عاقبت نتيجهء بىادبى يافت بعضى از طايفهء استاجلو كه نيكخواهان او بودند خصوصا محمود بيك صوفيلر علانيه به او ميگفتند كه اين پادشاه در انديشهء دفع تست و عنقريب ترا ضايع كرده اويماق استاجلو به خاك تيره برابر خواهد شد و خيالات فاسده در سويداى خاطر راه داده بودند حضرت اعلى بفراست و دانش خداداد يا باخبار بعضى از نيكخواهان حلال نمك خيالات تباه اين هرزه درايان بيهده‌گو را دريافته از آنجا كه مقتضاى عقل دورانديش بود بدمظنه شده بفكر و تدبير كار او افتادند زيرا كه در علاج اين نوع حادثهء عظمى غفلت ورزيدن از طريق حزم و احتياط كارآگاهان خرد پرور دور مينمود و ليكن چون سفر خراسان و امور عظيمه در پيش بود آن حضرت از غايت تهور تغافل ورزيده بمحض قلوب ظاهر بنيان عالم صورت با او مدارائى ميكردند و حفظ حال خود كرده روزى ميگذرانيد تا آنكه مرشد قليخان بدسلوكى را از حد اعتدال گذرانيده بسرحد افراط رسانيد و در اين وقت نيز كه اوان نشو و نما و استيلاى قوت غضبى وحدت طبع و آتش مزاجى بود بعنوان ايام صبى سلوك ميكرد و زياده از اين تغافل ورزيدن در حوصلهء دولتخواهان جان نثار نگنجيد و عرق حميت شاهانه به حركت درآمده نائرهء غضب در كانون ضمير منير همايون شعله فروز گشته دفع او را بر ذمت همت لازم شمردند و چون اهل عراق با او صفائى نداشتند از زمرهء طايفهء استاجلو ساكن عراق [ 267 م ] امت بيك قراسارلو كوشك اغلى كه بجهة آشنائى عليقلى خان فتح اغلى از جانب مرشد قلى بمصادره گرفتار گشته كمال آزردگى ازو داشت از روى عقيدت و اخلاص رضاى خاطر مبارك اشرف جسته باتفاق قراحسن چاوشلو قورچى تير